گاهی قدرت، جا وجلال بزرگ ترین دشمن درونی فرد می شود و شعور و منطق آدمی را به یغما برده و انسان را به وادی جنون وبیچارگی سوق می دهد وگاهی هم انسان خالی از عیب، نقص واشتباه نمی باشد لذا به همین لحاظ انسانها نسبت به اعمال،رفتار وگفتار همدیگر تا حدود عجولانه قضاوت نمی کند و با تامل در مسایل مورد نظر، اظهار نظر یا تآیید یا رد می کند ویا سکوت، همین طور عامل یا قائل را مدح و ستایش می کند یا مذمت وسرزنش.
اما گاهی خطا واشتباه در گفتار ورفتار یک انسان به حدی فاحش هست که توجیه وتامل پذیر نیست به قسمی که هر خوانده وبیننده ای با آن مواجه بشوند درنگ نمی کند و زبان انتقاد و اعتراض می گشاید به خصوص اگر این اشتباه وخطا از کسی سر بزند که در جایگاه ومقام ولای علمی، اجتماعی، سیاسی وفرهنگی قرار داشته باشد.
بنا ازدید من، ننگین و شرم آورست که یک چنین فردی اکادمیک که داری تجربه زندگی فرا کشوری و مدارک عالی تحصیلی بوده باشد اما در باب یک قوم اعظیم و شرافتمند این کشور که همیش نماد وحدت وشکوفایی این سرزمین را مطرح بوده است، اهانت کرده وآن قوم را جاسوس ومهاجر خطاب کند.
درسوی دیگر تاریخ کشور به روشنی به یاد دارد که هزاره ها یکی از گروههای قومی تأثیر گذار به عنوان صاحی ترین پخش مردمی کشورمطرح بوده که درشرایط انزجاری از قطبی شدن کشور جلوگیری و به مثابه یک عنصر وحدت بخش عمل کرده وحداقل قومی شدن سیاست را اندکی تا کنون به تعویق انداخت است.
هرچند تاریخ کشورما بیانگر پیشامدهای ناگواری می باشد اما تاثیرگذاری ارزشمند در ابعاد مختلف کشور نظیر؛ دفاع از ارزش ها وجغرافیا، افتخارآفرینی های علمی، ورزشی و فرهنگی در میدان بزرگ منطقوی وجهانی و نقش فعال در ترقی وپیشرفت کشور داشته است.
بنا بنده، ضمن اینکه تنها راه ترقی و دیگرگونی کشور را در وحدت وهمگرایی اقوام می پندارم دخالت های ابزاری وابراز نظرهای این چنین که ریشه بیرونی وطراحی شده ای پلان های بیگانگان می باشد، محکم کرده و دیدگاه شان را طالبانی و کوه بینانه می پندارم.
تاریخ برزگترین مرجع مشروعیت من و تو می باشد اما تفاوت اساسی این است که تو خود خوانده ای خشک اندیشی پدرت هستی و من رهرو واقعیت های تلخ وشیرین کشورم !
بدون شک پیروزی ما، در وحدت ماست.
برچسب: روشنفکر,
نویسنده: زهرا پارسامنش