وحدت و همگرایی در شرایط کنونی افغانستان
از اینکه ما همدیگر را با هویت قومی، مذهبی و حزبی تعریف می کنیم، میگذرم و به نکته دیگراشاره می کنم که اکنون نیازی برای بقاست. عامل که بجز آغاز یک مبارزه و جنگ تمام عیار برای دفاع از کشور و وحدت کشور درمقابل حمله و جنگ نیابتی دشمنان نمی شناسد. من از جایگاه یک شهروند، مدافع آزادی، رفاه و برابری و صلح پابدار برای مردم ام، این را می نویسم. یعنی سیستمی که مردم با جان و دل آماده دفاع از وحدت و ارزش های مشترک جامعه باشند. این هم هویداست که مردم ما بنا به دلایلی، اکنون انگیزه ای در دفاع از دولت به اصطلاح خودی و کشته شدن در راه حفظ این دولت و این نظام را ندارند. پس در چنین یک شرایط باید حس وطن پرستی را دامن زد تا انگیزه از خودگذشتگی برای دفاع ازوحدت مردم، بقای سیستم جامعه و قانون اساسی کشور ایجاد شود. اما واقعیت این است که مردمی که دولتی را از خود ندانند مطلقا حاضر نیستند با تبلیغات میهن پرستانه و وطن که در موقعیت خطر است با نمایش گذاشتن حس همپذیری و همگرایی لباس دفاعی بر تن کرده وبا پشت پا زدن به مسابل تفرقه افگنی، درکنار نیروی های امنیتی و دفاعی خود قرارگیرند و به یک جنگ از نوع دیگر بروند. حاضر نیستند پشت تبلیغات جنگی رسانه های بیرونی لباس هم پارچگی و مبارزه بر تن کنند.
به باور من در یک چینن موقعیت، سه راه حل بیش جهت استقرار وحدت مردمی و مبارزه با جنگ ناخواسته جاری نمی توان یافت:
۱- بادرنظرداشت جوف موجود تشنجی میان شهروندان کشور، شاید بهتراز این نخواهد بود که حاكميت با عذرخواهي از ملت، حلاليت طلبي از بازماندگان شهدای اخیر و اصلاح سازی امنیتی و کار قضائي ميهن به گونه اي که تکرار چنين فجايعي را ناممکن کند، زخم ناشي از اين کشتارها را التيام بخشد.
2- هرچند از قدیم و ندیم اکثرا در این مملکت سربازگیری اجباری نبوده و بیشتر دولت ها در طول تاریخ وخصوصا دولت های اخیر این کشور آنرا داوطلبانه گذاشته است. اما اکنون، این امر حس می شود که با بهره گیری عقلانی ازاین اتفاقات، خود دلیل محکمی بر یک دور اجباری سربازگیری ازنوع دیگر یا تقلا دربیداری وجدان جمعی در دفاع از وحدت و یکپارچگی کشور دارد که این متوجه همه شهروندان به ویژه برای ما جوانان که اکثرا از نعمت دانش روحیه عقلانی ترنسبت بر احساسات بهرمند هستیم، می باشد. اما اینکه این امر را تحت نام اسلام برای مردم هویت اسلامی داد تا آنها را امت واحد تعریف کرد ویا اینکه، تحت نام ملت بکار برد تا انگیره ملی را نمایان کرد، باشد برای گزنیش شهروندان که هر دو یک کارکرد را دارد. هردو ارتجاعی است. هر دومی توانندعمیقترین شکاف های حاکم را از بین برد و تاثیری گذاری داشت.
3- سومین راه حل که از نگرگاه من حایز اهمیت می باشد؛ نقش رهبران سیاسی و نخبه های جامعه در دیگرگونی جهت گیری های موجود و ترمیم فضای تشنجزای این روزها می باشد. بدون شک نفس این این واگرایی و سمت گیری ها دلالت بر گذشته تاریخ سیاه کشور دارد که عقده های موجود را رقم می زند تا یکی از قوم خود و دیگری از مذهب خود عنوان ودفاع کنند. اما این چالش را بهتر از همه می تواند رهبران سیاسی سنتی کشور با هم اندیشی و اتحاد نظر، مهار ومداوا کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۶ساعت 5:1  توسط جاوید فاروس |