کسی که همواره به عقب نگاه می کند و گذشته را می کاود خود را از لذت کشف حقایق تازه، که با تمرکز بر گذشته ناهمخوان، محروم می کند. اشتغال به گذشته و این در مورد بسیاری از تاریخ نویسان هم صادق است به تدریج بر سیره و منش آدم اثر می گذارد و انرژی حیاتی و خلاقیت او را محدود می کند. گذشته یا تجلی موفقیت های آدم است یا فشرده اشتباهات و شکست های او. ارمغان تمرکز بر آن، خودشیفتگی یا بی اعتمادی به خود است. در هر دو مورد آدم از مسیر لذت بردن از زندگی به گونه ای طبیعی و متعادل منحرف می شود. افزون بر این، گذشته گرایی بر ظرفیت تفاهمی انسان هم اثر منفی می گذارد و آدم را سخت گیر و احیانا متعصب بار می آورد.
درسوی دیگر؛ گذشته را نباید فراموش کرد اما باید از آن رها شد تا بتوان از همه ظرفیت های زمان حال استفاده کرد. با کوله باری از از زمان از دست رفته که به زمان حال می روی در واقع، بخشی از یک امکان رهایی بخش را که زمان حال نامیده می شود سوزانده ای! بی آنکه بدانی زمان حال یک امکان رهایی بخش است، یعنی ظرفی است که آزادی ات را در آن اعمال می کنی. تنها گاه و به گونه ای طبیعی و بدون مبالغه و نارسیسم ، وبه ضرورتیکه در متن حضور در زمان حال پیش می آید بر گشت به خاطره، به زمان حال پیوندی سور رآل، خیال انگیز و ارتباطی می دهد. عنصر سور رآلی که نقش موسیقی متن آداژیویی برای متن را در زمان حال بازی می کند. ارجاع به گذشته تنها به این شکل جلوی استفاده ناسالم گذشته را از زمان حال می گیرد. ناسالم چون مانع فهمیدن زمان حال چونان مکانی برای تحقق آزادی می گردد .
برچسب:
نویسنده: زهرا پارسامنش